تبلیغات
دنیای زیبای من

دنیای زیبای من

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین بعد از آن با خون هفتاد

پنجشنبه 18 مهر 1392

این پاییز های خاطره انگیز

نویسنده: احمدیه   

پاییز های خاطره انگیز

همیشه بوی تازگی پاییز رو دوست داشتم بوی سر زندگی

مدرسه رفتن توی این فصل قشنگ تنها نقطه ضعف پاییزه اما الان حتی مدرسه رفتن توی پاییز رو هم دوست دارم .هیجان انگیز ترین اتفاق آماده شدن صبحاش بود البته غیر از صبحونه خوردن :)
از وسطای تابستون کیفم رو آماده میکردم ............
آره قشنگترین خودکارام ،جامدادی ،چند تا ورق و از همه مهمتر صابون و لیوان و آینه و چند تا دستمال کاغذی که خیلی صاف تا شده بودن و هر روز کیفم رو میریختم بیرون و همه چیز رو چک می کردم .
پاییز به نظر خیلی ها بیرحم فصلی است اما واقعا پاییز پر از سر زندگیه شاید همون برگریزون هم که همه بخاطرش به پاییط خرده میگیرن هم فتح بابی به تغییرات جدیده ما همه بهار رو فصل نو شدن میدونیم غافل از اینکه شروع این نو شد از همین پاییزه .
ولی جدا این روزا هوا برای نوید روزای خوب رو میده
سرمای پاییز رو دوست دارم چون هنوز اون قدر سرد نیست که مجبور به تغییرت بده اما نسیم وار تن و بدنت که دیگه از گرمای تابستون خسته شده رو نوازش می کنه .
پاییز رو همیشه دوست داشتم چون فصلی بود که مامانم چمدونها رو که همیشه برام یه دنیا خاطرن باز می کرد و لباس زمستونیا رو در میورد آخه باید کم کمک ما هم باید تغییر میکردیم .لباسایی که بعضی هاشون رو یادم نبود من و ملیحه چقدر ذوق می کردیم اون روزا البته بیشتر من.............................

نظرت چیه؟() 

شنبه 1 بهمن 1390

داستان کوتاه

نویسنده: احمدیه   

زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند.
انها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان: یواشتر برو من می ترسم! مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم! مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری. زن جوان: دوستت دارم
، حالامی شه یواشتر برونی.
مرد جوان: مرا محکم بگیر . زن جوان: خوب، حالا می شه یواشتر برونی؟ مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه.

روز بعد روزنامه ها نوشتند:
برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت.


مرد جوان از خالی شدن ترمز اگاهی یافته بود پس بدون این که زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای اخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند .

نظر فراموش نشه() 

شنبه 17 دی 1390

جالبه بخونیدش

نویسنده: احمدیه   طبقه بندی: جملات بزرگان و مشاهیر، 

پرمودا باترا روانشناس هندی می‌گوید :

 

11 داستانی از زندگی ...

بزرگ‌ترین آتش‌های جهان را با یک فنجان آب می‌توان خاموش

کرد. کافیست زمان را در یابید. یعنی به موقع اینکار انجام گیرد.

زمانی که جرقه‌ای زده شد و آتش به تازگی در حال خود نمایی

است همان موقع با یک فنجان آب آتش خاموش می‌شود.

آسیب‌ها و گناهان را نیز در همان آغاز باید مهار کرد.

بی مبالاتی و اهمال دامنه آنرا به سراسر زندگی گسترش داده و

خاموش کردن آن کار بسیار دشوار و گاهی ناممکن خواهد بود .

نظر فراموش نشه() 

دوشنبه 28 آذر 1390

راه های موفقیت

نویسنده: احمدیه   طبقه بندی: روانشناسی موفقیت، 

راه های موفقیتموفقیت

 

۱) فرصت هایی را می بینند و پیدا می کنند که دیگران آنها را نمی بینند.

۲) از مشکلات درس می گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می بینند.

۳) روی راه حل ها تمرکز می کنند.

۴) هوشیارانه و روشمندانه موفقیت شان را می سازند، در زمانی که دیگران آرزو می کنند موفقیت به سراغ شان آید.

ادامه مطلب

نظر فراموش نشه() 

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :